محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

348

آثار عجم ( فارسى )

مثل آنكه بعضى ، از اتباع ابو حنيفه و برخى ، از اصحاب مالك [ 203 f ] و جمعى ، از مريدين شافعى و جملهء تبعه سفيان ثورى « 1 » و احمد بن خليل ، الى غير ذلك مىباشند و ايشان از براى خداى تعالى ، جا و مكان اثبات مىنمايند و اين به جهت آن است كه به اعتقاد ايشان ، هر چيز را كه جا و مكان نباشد ، معدوم بود و گفته‌اند كه خدا بر عرش نشسته و پاها بر كرسى نهاده و از براى او جملهء اعضا ، اثبات كنند . شخصى از كبار ائمّهء ايشان كه جمعى احاديث نزد او مىخواندند ، از او پرسيدند كه خدا اعضا دارد ؟ گفت : بلى ؛ جمله اعضا دارد چنان كه ما داريم . مردى در آن ميان ، اشاره به عورت خود كرد . آن شخص گفت : اين را نيز دارد . و از ابو هريرهء كذّاب روايت كنند كه از رسول خدا پرسيدند كه خدا از چيست ؟ گفت : از آب ؛ ليكن نه از آب زمين و نه از آب آسمان ، بلكه اسبى بيافريد و او را بدوانيد تا عرق كرد ؛ پس خود را از آن عرق آفريد و گويند از عبد اللّه بن عمرو بن عاص ، روايت شده كه رسول خدا فرمود : ملائكه را خدا از موى سينه و دستهاى خود آفريد و نسبت به ابن عبّاس ، دهند كه گفت : رسول خدا فرمود : رفتم نزد خدا در بهشت و خدا را ديدم به صورت جوانى مجعّد « 2 » موى ؛ جامهء زرين پوشيده بود و گويند خداى تعالى ، شب آدينه بر خرى نشيند و بر زمين آيد و از حمّاد بن سلمه ، روايت كنند كه خداى تعالى بر اشترى نشسته و پيراهنى زرّين پوشيده ، روز عرفه « 3 » در عرفات « 4 » فرود آيد و گويند در اصفهان يكى از فقّهاى مشبّهه بود و پاره‌اى از پشم شتر در حقّه نهاده و به مشك و عود ، آن را بخور داده ، مىگفت : چون احمد بن حنبل به كعبه رفت ، خدا را در عرفات ديد بر اشترى نشسته و جامهء زرين پوشيده . احمد او را بشناخت و در آن شتر آويخت . خدا شتر برانگيخت و برفت . پس پاره‌اى از پشم آن شتر در دست احمد بماند و اين آن پشم است و هر گاه يكى از مشبّهه بيمار مىشد ، زرى چند ، نزد آن شخص مىفرستاد [ 204

--> آنها على اللّهيند و قائلند به تجسّم و حركت و انتقال و حلول در اجسام و بعض از ايشانند مشبّهه حشويّه كه قائل شده‌اند به اينكه خداى تعالى جسمى است نه مثل اجسام ؛ و مركب از گوشت و خون است امّا نه مثل گوشت و خون ديگران ؛ و از براى او اعضاست و گويند جائز است مخلصين و زيارت‌كنندگان از تعالى كه او را مصافحه و معانقه كنند ؛ تعالى ربّنا عمّا يقولون . ( 1 ) . در زمان حضرت صادق - عليه السّلام - بوده و فوت سفيان در سنهء 160 هجرى است . ( 2 ) . به صيغهء مفعول ، مرغول و پيچيده است . ( 3 ) . نهم از ماه ذى الحجّة الحرام است ؛ و معروف است . ( 4 ) . صحرايى است و جايى در مكّه كه روز عرفه ، حاجيان در آنجا ، آداب حجّ به جا آورند .